دوره 1، شماره 3 - ( 1400 )                   جلد 1 شماره 3 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


عضو هیات علمی گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم ، z.khazaei@gmail.com
چکیده:   (86 مشاهده)
 
فیلسوفان به صورتهای مختلفی حکمت را تعریف کرده اند. اکثر تعاریف ناظر به معرفت است اما در اینکه معرفت هر دو قسم معرفت نظری و عملی را شامل می شود یا محدود به یک قسم است اتفاق نظر ندارند. تعریف حکمت به فهم و یا کافی دانستن باورهای موجه برای حکمت به جای معرفت، به معنای باور صادق موج،ه از دیگر اختلافات است. در کنار همه اینها تعریف حکمت به فضیلت، با توجه به اقسام و پیچیدگی هایی که دارد از دیگر مواردی است که تعریف حکمت را دشوارتر می کند. مقاله حاضر ضمن تحلیل تعاریف گوناگونی که فیلسوفان تحلیلی معاصر از ماهیت حکمت ارائه کرده اند به  تبیین رابطه حکمت با معرفت به عنوان شرط لازم و کافی ، شرط لازم نه کافی و مشروط نبودن حکمت به معرفت، می پردازد و پس از آن حکمت را به عنوان یک فضیلت عقلی و شرط لازم برای دستیابی به معرفت مطرح می کند. در نهایت ، با توجه به اهمیت حکمت در فلسفه اخلاق و معرفت شناسی، بر ضرورت تبیین دقیقتر این پدیده تاکید می کند.
     
نوع مقاله: پژوهشی اصيل | موضوع مقاله: معرفت‌شناسی (تحليلی)
دریافت: 1400/1/19 | پذیرش: 1400/4/5 | انتشار: 1400/7/10