دوره 1، شماره 4 - ( 1400 )                   جلد 1 شماره 4 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


استادیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس (تهران) ، s.mohseneslami@gmail.com
چکیده:   (75 مشاهده)
تومیسم از قرن سیزدهم تا امروز استمرار داشته است و گاهی این مطلب حمل بر بی­بدیلی این سنت شده است. از جمله، این سنت فلسفی در قرن بیستم به قالب­های مختلفی درآمد ؛ برای مثال، گاهی صبغه «استعلایی» گرفت و گاه «اگزیستانسیالیست» شد. با این حال به علل و دلایلی این سنت کمتر با فلسفه تحلیلی ارتباط داشت. اما به مرور، پس از کارهایی فیلسوفانی چون پیتر گیچ، الیزابت انسکام و انتونی کنی، زمینه برای داد و ستد بیشتر این دو سنت مهیاتر شد. سپس جان هالدین در سال­های 1990 به اتکای میراث فیلسوفان تحلیلی پیش از خود تعبیر «تومیسم تحلیلی» را جعل کرد. هدف نوشته حاضر ارائه تصویری از این جنبش و توجه دادن به برخی وجوه آن است. بنابراین، مختصراً دوره­های تومیسم مرور می­شوند. سپس به زمینه­ها و جوانه­های تومیسم تحلیلی اشاره می­شود. گام بعدی توضیح درباره تومیسم تحلیلی و توضیح درباره بعضی عناصر و وجوه شکل­گیری آن است. تومیسم تحلیلی منتقدان خود را دارد؛ بنابراین به مواردی از نقدها به این جنبش و پاسخ به آنها اشاره خواهد شد. در انتهای مقاله، در ضمن جمع‌بندی، به «فلسفه اسلامی تحلیلی» نقب می‌زنیم.
     
نوع مقاله: مرور ادبيات | موضوع مقاله: معرفت‌شناسی (تحليلی)
دریافت: 1400/6/21 | پذیرش: 1400/10/8 | انتشار: 1400/10/14

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.