دوره 1، شماره 4 - ( 1400 )                   جلد 1 شماره 4 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- نرگس نظرنژاد دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
2- کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه الزهرا (س) تهران، ایران ، fatemegolshan15@yahoo.com
چکیده:   (76 مشاهده)
پژوهش حاضر، پژوهشی میان­رشته­ای و در راستای کاربردی­سازی فلسفه از طریق همکاری آن با روانشناسی و ادبیات است. در این پژوهش به امید در آرای  دو متفکر بزرگ پرداخته شده است؛ مولانا عارف و ادیب مسلمان و مارسل، فیلسوف اگزیستانسیالیست مسیحی. هدف از این پژوهش، ارائۀ بن­مایه­هایی برای کار مشاوران فلسفی و روان­درمانگران است. به همین سبب، دیدگاه ریچارد اسنایدر نظریه­پرداز و بنیانگذار امیددرمانی در روانشناسی معاصر نیز در پژوهش حاضر معرفی شده است تا امکان نزدیک کردن آرای مولانا و مارسل در باب امید، به مباحث مورد توجه امید درمانی، فراهم آید و از تشابهات به دست آمده برای کار مشاوران فلسفی استفاده شود. بر اساس یافته های پژوهش، امیدی که مولانا از آن سخن می­گوید، امیدی روشن و هدایتگر است که اگر از آن استفادۀ به جا شود، می­تواند به یک صفت اخلاقی مثبت در انسان تبدیل شود؛ امیدی که برخواسته از نیاز انسان به خداوند است و همواره در جهت پیشرفت معنوی انسان، راهگشا خواهد بود. مارسل نیز امید را ابزاری برای ایمان و تقرب به وجود اعلی می­شمارد که سبب آمادگی معنوی فرد در جهت خدمت به دیگر انسان­ها می­شود. این آمادگی معنوی، انسان را از دام جهان درهم شکسته­ای که مارسل از آن سخن می­گوید، رهایی می­بخشد. با مقایسۀ نظریۀ امید اسنایدر و دیدگاه مولوی در باب امید، به وجوه تشابه میان دیدگاه آنان در مؤلفه­های امید دست می­یابیم. بررسی نظریۀ امید اسنایدر و دیدگاه مارسل در باب امید نیز تشابه فکری این دو متفکر را در باب نقش حیاتی امید در زندگی، نشان می­دهد.
     
نوع مقاله: پژوهشی اصيل | موضوع مقاله: فلسفۀ اخلاق (مدرن)
دریافت: 1400/9/23 | پذیرش: 1400/10/6 | انتشار: 1400/10/14

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.