<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>اندیشه فلسفی</title>
    <link>https://jpt.modares.ac.ir/</link>
    <description>اندیشه فلسفی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>چالش "تجربیات نزدیک به مرگ" برای تبیین‌های مغزپایه از ادراک اخلاقی؛ ارزیابی فرضیه‌های رقیب</title>
      <link>https://jpt.modares.ac.ir/article_28420.html</link>
      <description>در سه دهه اخیر، پژوهشگران حوزه اخلاق، توجه خود را به بررسی جایگاه مغز در ادراکات اخلاقی معطوف کرده‌اند و بر این اساس، مطالعات متعددی با رویکردهای مختلف در مناطق مختلف دنیا انجام شده است. نتایج این مطالعات نقش قاطع بخش‌های مختلف مغز در شکل‌گیری ادراکات اخلاقی را نشان داده است. اما شاخه دیگری از پژوهش‌ها که بر مطالعه تجربیات نزدیک به مرگ متمرکز است، گزارش‌های متعددی از ادراک اخلاقی در افرادی ارایه می‌دهد که فعالیت مغز در آنها متوقف شده است. نتایج این پژوهش‌ها تضادی آشکار با نتایج پژوهش‌های عصب‌شناسی اخلاقی نشان می‌دهد. این مقاله با مرور این دو دسته از پژوهش‌ها، به بررسی پنج فرضیه تبیینی درباره منشا ادارکات اخلاقی پرداخته و قدرت تبیین این فرضیه‌ها را بر اساس معیار &amp;amp;laquo;بهترین تبیین&amp;amp;raquo; مقایسه می‌کند. بر این اساس، فرضیه‌هایی که مدل پیچیده‌تر و چندبُعدی از ادراک اخلاقی ارایه می‌دهند، قدرت تبیینی بیشتری نسبت به شواهد مطالعات مذکور دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی اخلاق قانون‌گذاری از منظر مقاصدالوحی در اندیشه شاطبی</title>
      <link>https://jpt.modares.ac.ir/article_28513.html</link>
      <description>قانون‌گذار آرمانی مد نظر ما کسی است که در هنگام تشریع و قانون‌گذاری، ادب، اخلاق و اصول قانون‌گذاری را رعایت کند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه مقاصد شریعت در اندیشه امام شاطبی، به بررسی مبانی اخلاق قانون‌گذاری می‌پردازد. شاطبی با تاکید بر مقاصد خمسه (حفظ دین، جان، عقل، نسل و مال) چارچوبی اخلاقی و عقل‌پسند برای تشریع ارایه می‌دهد که قانون‌گذار را در خدمت مصلحت عمومی قرار می‌دهد. تمایز او میان عبادات و معاملات، جواز قیاس در امور معقوله‌المعنی، و تحلیل تفاوت آیات مکی و مدنی، نظامی پویا از اصول ثابت و متغیر شریعت را ترسیم می‌کند. بر پایه تقدم نقل بر عقل، شاطبی قانون‌گذاری را فرآیندی اخلاقی می‌داند که باید در چارچوب حدود شرعی و مصالح انسانی سامان یابد. این رویکرد می‌تواند مبنایی برای قانون‌گذاری اسلامی در مواجهه با چالش‌های اخلاقی، اجتماعی و فناورانه معاصر فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شرحِ تحلیلیِ دیباچه‌ی کتاب غروب بُت‌ها</title>
      <link>https://jpt.modares.ac.ir/article_28514.html</link>
      <description>مواجهه‌یِ با آثارِ نیچه به‌سببِ فقدانِ نظام‌مندیِ صریح و در عینِ حال برخورداریِ از انسجامی درونی، همواره با دشواری‌هایِ تفسیری همراه بوده است. این وضعیت، مفسّران را عموماً به اتّخاذِ دو موضعِ افراطی واداشته است: از یک‌سوی، کلّی‌گویی‌هایِ انتزاعی و تکراری، که از مواجهه‌یِ مستقیم با متن می‌گُریزند، و از سویِ دیگر، خوانش‌هایِ جزئی‌نگر، که فاقدِ درکی کلّی از بافتارِ اندیشه‌ی نیچه هستند. پژوهشِ حاضر می‌کوشد با اتّخاذِ رویکردی توصیفی، میان این دو موضع جمع کند و ضمنِ حفظِ تصویری کلی و نسبتاً نظام‌مند از اندیشه‌یِ نیچه، تحلیلِ خود را بر پایه‌یِ مواجهه‌یِ دقیق با متن سامان دهد. محورِ اصلیِ این جُستار، بررسیِ دیباچه‌یِ کتابِ غروبِ بُت‌ها است؛ اثری که می‌توان آن را مانیفستِ فلسفه‌یِ نیجه دانست. تحلیلِ خط‌به‌خطِ این دیباچه، از طریقِ بازسازیِ شبکه‌‌ای معنایی از مفاهیمِ هم‌سنخ، امکانِ پرداختنِ به دغدغه‌هایِ بنیادینِ نیچه، از جمله نیهیلیسم، نقدِ فرهنگ و خصلتِ جدلیِ ذهن و زبانِ او را فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی چالش‌های فلسفی-هرمنوتیکی و راهبردهای عاملیت انسانی در عصر هوش مصنوعی</title>
      <link>https://jpt.modares.ac.ir/article_28515.html</link>
      <description>گسترش شتابان فناوری‌های هوش مصنوعی، به‌ویژه مدل‌های زبانی بزرگ، پرسش‌های تازه‌ای را در حوزه فلسفه، هرمنوتیک و عاملیت انسانی پدید آورده است. این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی و رویکردی میان‌رشته‌ای، به بازخوانی چالش‌های معرفت‌شناختی، روش‌شناختی و وجودی–اخلاقی در تعامل انسان و سامانه‌های هوشمند می‌پردازد. در سطح معرفت‌شناختی، مسئله اصلی ناتوانی سامانه‌های هوش مصنوعی در تحقق «فهم هرمنوتیکیِ اصیل» و محدودبودن آن‌ها به شبیه‌سازی ساختاری معنا، و در نتیجه خطر گسست میان معنا و حقیقت است. در سطح روش‌شناختی، ابهام و غیرشفافیت سازوکارهای الگوریتمی به بحران اعتبار و مشروعیت تفاسیر ماشینی می‌انجامد. در سطح وجودی–اخلاقی نیز، تهدید جایگاه مفسر انسانی و مسئولیت او در فرآیند معنابخشی مورد توجه قرار می‌گیرد.&#13;
بر پایه این تحلیل، مقاله راهبردهایی نظری، عملی و فناورانه برای بازتعریف و بسط عاملیت هرمنوتیکی انسان در عصر هوش مصنوعی استدلال می‌کند که مواجهه مسئولانه و نقادانه با این فناوری‌ها نه صرفاً ضرورتی فنی، بلکه ضرورتی فلسفی و اخلاقی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش میراث منطقی علامه ملا عبدالله بهابادی یزدی بر تکوین سبک استدلالیِ قاعده‌بنیاد نزد علامه سید محمدحسین طباطبایی</title>
      <link>https://jpt.modares.ac.ir/article_28516.html</link>
      <description>این پژوهش با روش تحلیلی- تطبیقی و تاریخی- متنی، جایگاه علامه ملا عبدالله بهابادی (متوفی 952ش) را به عنوان یکی از معماران سنت آموزش منطق در جهان اسلام بررسی می‌کند. با وجود فاصلۀ چهارصدساله که تأثیر مستقیم را ناممکن می‌سازد، تمرکز بر انتقال غیرمستقیم این سنت و «زبان مشترک منطق» است. یافته‌ها نشان می‌دهد علامه طباطبایی، ساختار برهانی حاشیۀ تهذیب المنطق ملا عبدالله بهابادی را درونی کرده و در آثارش مانند «بدایه و نهایه» و «المیزان» به کار بسته است. نوآوری‌های او در تداوم یک سنت منطقی- فکری بود که علامه بهابادی از معماران کلیدی آن است. این مطالعه تأکید می‌کند که سبک استدلالی قاعده بنیاد، بَدنمند و عقل‌گرای علامه طباطبایی نتیجۀ تداوم سنتیِ انتقال منطق از طریق زنجیرۀ آموزشیِ حوزوی و تأثیر حاشیه علامه بهابادی بر نظام فکری ایشان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیینی نو از جایگاه وجودشناختی قوای نفس انسانی</title>
      <link>https://jpt.modares.ac.ir/article_28517.html</link>
      <description>چکیده&#13;
مسأله جایگاه وجود شناختی قوای نفس در اندیشه ابن سینا، به دلیل پراکندگی مباحث و تفاوت رویکردها در آثار مختلف وی، با ابهام هایی همراه است. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی و نظام مند، فروض گوناکگون درباره نحوه کثرت قوا، نسبت آنها با نفس، جایگاه وجودی قوا از حیث جوهریت و عرضیت، ونیز مسأله تجرد یا مادیت آن ها را طرح کرده وبر اساس مبانی فلسفی ابن سینا به بررسی و بازسازی آن ها می پردازد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که قوای نفس، هرچند به لحاظ ذات، مجرداند، اما به اعتبار فعل، به دودسته قوای نفسانی و قوای جسمانی تقسیم می شوند. این تبیین، ضمن پایبندی به اصول فلسفی ابن سینا، امکان جمع ورفع برخی تعارضات ظاهری موجود در متون وی را فراهم می سازد.&#13;
            &#13;
 </description>
    </item>
    <item>
      <title>اسپینوزا و گذر از واحد افلاطونی و نوافلاطونی</title>
      <link>https://jpt.modares.ac.ir/article_28518.html</link>
      <description>   یک نظام بزرگ فلسفی که به روش هندسی، دقیق و منطقی سازمان بندی شده است، اما تفاسیر متعددی از آن ارایه شده است، فلسفه اسپی­نوزاست. پانتئیسم، سرمست خدا، الحاد، ایده‌آلیسم، تجربه‌گرایی، نومینالیسم، واقع‌گرایی، رواقی گرایی و.... در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای ضمن تأکید بر تأثیر دکارت بر فلسفه اسپی­نوزا، بر آنیم تا اثبات کنیم که اسپی­نوزا بیش از هر چیزی در گذر از واحد افلاطونی و به خصوص نو افلاطونی قرار دارد تا برسد بر زندگی به روایت شوپنهاور و نیچه. به عبارت دیگر، هر چند که اسپی­نوزا یک فیلسوف دکارتی است، اما در بطن فلسفه اسپی­نوزا، به نوعی نقد و کنار گذاشتن واحد به تعبیر افلاطون و نوافلاطونیان نهفته است و در معادله خدا یا طبیعت، در حقیقت برخلاف آنچه که نویسندگان فارسی زبان بر آن تأکید می­کنند، بیش از هر چیز، هدف اصلی اسپی­نوزا تأکید بر طبیعت و معناداری زندگی است</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
