جستجو در مقالات منتشر شده
سیدحسن اسلامی اردکانی،
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده
در حالی که غالباً از منظر سلامتی یا با تأکید بر جنبههای اقتصادی به ورزش نگاه میشود، در این مقاله، نویسنده میکوشد کارکرد اخلاقی ورزش را بررسی کند و ابعاد آن را نشان بدهد. وجود برخی الگوها و نگرشهای رایج به ورزش و سلطه نگرش پزشکی یا تجاری به آن مانع از توجه به جنبههای بنیادین اخلاقی در ورزش شده است. حال آنکه ورزش، به خصوص هوازی و غیررقابتی، با فضایل اخلاقی گرهخورده است. با این نگاه، نویسنده این اندیشه را پیش میکشد که ورزش استقامتی غیررقابتی در درازمدت سه کارکرد اخلاقی دارد. نخست مایه خودفهمی، خودآگاهی و خودشناسی میشود، دوم به تسلط بر بدن، عواطف و هیجانات میانجامد و سوم آنکه موجب پرورش فضایل اخلاقی متعددی از جمله شجاعت، نظم، تحمل درد و حکمت میگردد.
مریم صمدیه،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۱ )
چکیده
مباحث ارسطو در مورد توخه یا بخت، در دو حوزه هستیشناختی و ارزششناختی تناقضهای آشکاری دارد. وی در حوزه هستیشناختی به وجود بخت به عنوان علتی بالعرض که از روی انتخابِ مبتنی بر تفکر و برای مقصودی روی میدهد معترف شده است. ارسطو امور حاصل از بخت را موضوع قصد و تعقل میداند که از عوامل دارای افعال ارادی سر میزنند. وی در عین حال بخت را به عنوان امری ضدقاعده، ناپایدار، دارای علل نامعین و بدون غایت معرفی کرده است. وی حتی در حوزه افعال مربوط به تخنه و سعادت انسان نیز وجود بخت را پذیرفته است؛ اما از لحاظ ارزششناختی برای آن اعتبار ارزشی قایل نیست و آن را علتی بالعرض و مؤخر از طبیعت و عقل بیان نموده و حتی معتقد است که برای آن علمی وجود ندارد. علاوه بر این در حوزه افعال مربوط به سعادت انسان نیز آن را فاقد اعتبار ارزشی بیان نموده است.
مریم صمدیه،
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
اُرکسیس یا میل در دیدگاه ارسطو، به میل عقلانی و میل غیرعقلانی تقسیم میشود. میل عقلانی شامل بولئسیس و میل غیرعقلانی شامل اپیسومیا (میل شهوانی) و تومُس (میل احساسی) است. بررسی آراء ارسطو نشان میدهد که میل عقلانی از جهات مختلفی با سایر امیال متفاوت است. اول اینکه میل عقلانی در مقایسه با میل شهوانی و میل احساسی، به بخش عقلانی نفس تعلق دارد و از این رو تنها اختصاص به انسان دارد و حال آنکه میل شهوانی و میل احساسی در حیوانات نیز وجود دارند. دوم اینکه میل عقلانی به اهدافی مربوط میشود که از طریق سنجش عقلانی محقق میشوند و چنین اهدافی از نظر فاعل، به جای اینکه صرفا خوشایند و لذتبخش باشند، خوب هستند. سوم اینکه میل عقلانی با شناسایی حقیقت سروکار دارد و هم چنین برخلاف میل شهوانی و میل احساسی، میلی آیندهمحور است. در نهایت ویژگی برجستهی میل عقلانی، مبدأ بودن آن برای افعال اخلاقی است؛ چراکه موضوع میل عقلانی، هدفی عقلانی است؛ چیزی که حیوانات از آن بیبهره هستند.
ریحانه آینهچی، جوادامین خندقی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده
تعریف زیبایی یکی از مهمترین مسایل در زیباشناسی فلسفی است. فیلسوفان مشائی در تعریف زیبایی، مفهوم «کمال» را بهعنوان یکی از عناصر اصلی تعریف آوردهاند یا به آن اشاره دارند. این پژوهش، پس از تبیین دیدگاه ابنسینا و آکویناس در این زمینه، به این پرسش میپردازد که جایگاه مفهوم کمال در تعریف زیبایی آن دو چیست؟ این پژوهش توصیفی-تحلیلی است. در گردآوری، از روش کتابخانهای و در تحلیل، از روش کیفی بهره میبرد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که زیبایی در دیدگاه هر دو فیلسوف در ارتباط با محسوسات و مجردات مطرح است. در دیدگاه ابنسینا، کمال محسوسات باید سه عنصر زیباشناسی حُسن نظم، حُسن تالیف (ترکیب) و حُسن اعتدال را در خود داشته باشند. آکویناس نیز از مفاهیم لذت، تناسب و وضوح در تعاریف خود استفاده میکند. میتوان این عناصر در تعاریف زیبایی را به نوعی در ارتباط با مفهوم کمال ثانی ارزیابی کرد.
سید امیرعلی موسویان،
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده
آپوریای ضرورت علّی را میتوان ناظر به دوراهی (۱) ملازمت دایمی، منطقی و متافیزیکی ضرورت و علیت و یا (۲) نفی یکی بدون نفی دیگری و در واقع انکار ملازمت همیشگی ضرورت و علیت تعریف کرد. این رأی ارسطویی که هر چیزی علتی دارد، لزوماً نمیتواند منتج منطقی و فلسفی تعیّنباوری، نفی امکان آینده و انحلال قوه در فعل باشد. ضرورت، وصف علیت رخ داده در بستر واقعیت جاری حال و گذشته است، نه علیت رخدهنده در آینده. میتوان این معنا از ضرورت را مستلزم جبر و اصل موجبیت علّی ندانست. در واقع عملگر و جهت منطقی و متافیزیکی علیت، واقعیت بالفعل ضرورت است که همواره هممصداق با نظریه جبر و موجبیت نیست. دیمکریتس با نادیدهگرفتن علت غایی، همه کنشهای طبیعت را به ضرورت تقلیل میدهد. تقلیلگرایی منتج از انکار غایتمندی عالم، ویژگی بارز ضرورتباوری مکانیکی دیمکریتی است.