مباحث ارسطو در مورد توخه یا بخت، در دو حوزه هستیشناختی و ارزششناختی تناقضهای آشکاری دارد. وی در حوزه هستیشناختی به وجود بخت به عنوان علتی بالعرض که از روی انتخابِ مبتنی بر تفکر و برای مقصودی روی میدهد معترف شده است. ارسطو امور حاصل از بخت را موضوع قصد و تعقل میداند که از عوامل دارای افعال ارادی سر میزنند. وی در عین حال بخت را به عنوان امری ضدقاعده، ناپایدار، دارای علل نامعین و بدون غایت معرفی کرده است. وی حتی در حوزه افعال مربوط به تخنه و سعادت انسان نیز وجود بخت را پذیرفته است؛ اما از لحاظ ارزششناختی برای آن اعتبار ارزشی قایل نیست و آن را علتی بالعرض و مؤخر از طبیعت و عقل بیان نموده و حتی معتقد است که برای آن علمی وجود ندارد. علاوه بر این در حوزه افعال مربوط به سعادت انسان نیز آن را فاقد اعتبار ارزشی بیان نموده است.
Pritzl K (1983). Aristotle and happiness after death: Nicomachean ethics 1.10-11. Classical Philology. 78(2):101-111. [Link] [DOI:10.1086/366765]
Samadieh M, Mollayousefi M (2017). Aristotle and Phronesis (practical wisdom). Ayeneh Marefat. 17(4):1-24. [Persian] [Link]
Tabaczek OM (2013). Aristotle's concept of chance: Accidents, cause, necessity, and determinism; By John Dudley. American Catholic Philosophical Quarterly. 87(4):779-781. [Link] [DOI:10.5840/acpq201387456]