دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. ، Mehdi.mohseni1991@gmail.com
چکیده: (195 مشاهده)
بنیاد اندیشۀ متقدم ویتگنشتاین این است که مفاهیمی مثل خدا و ارزشها نمایندهای میان نامها ندارند، یعنی هیچگاه نامیده نمیشوند، زیرا نامها تنها در برابر اشیا قرار میگیرند که اجزای بسیط و صلب جهاناند. از آنجا که این امور هیچگاه نامیده نمیشوند و نشانههای ساده درون گزاره ندارند که نمایندۀ آنها در گزاره باشند، بنابراین هیچگاه گزارهای معنادار دربارۀ آنها شکل نمیگیرد و نمیتوان دربارۀ آنها سخن معنادار گفت. اگر نظریۀ ویتگنشتاین به همینجا ختم میشد، ما حق داشتیم ویتگنشتاین را پوزیتیویست بنامیم. اما فقرات انتهایی رساله شواهدی در اختیار ما قرار میدهد دال بر اینکه تفسیر پوزیتیویستی از رساله نمیتواند آن چیزی باشد که ویتگنشتاین مدنظر داشت. ویتگنشتاین ادعا نمیکرد که خدایی در کار نیست و زندگی یکسره فاقد معنا است و ارزشها توهماند، بلکه استدلالش متوجه حدود زبان بود. او میگفت دربارۀ آنچه بیرون از حدّ زبان است باید سکوت اختیار کرد.
نوع مقاله:
مرور ادبیات |
موضوع مقاله:
فلسفۀ زبان (تحلیلی) دریافت: 1403/11/21 | پذیرش: 1403/12/22 | انتشار: 1404/12/10