مسئلهی من در این مقاله بررسی دیدگاه بِرَون، ریپْکا، لِوی، و آربِری است که نصیرالدین طوسی را خائنی بیاخلاق میدانند. من با تحلیل فلسفی و اتخاذ رویکردی معرفتشناسانه نشان میدهم که استدلال تاریخی ایشان سه خلل بزرگ دارد. نخست اینکه در برخی مقدمات مفاهیم/احکام ارزشی را گنجاندهاند. دوم اینکه نتیجهای حاوی مفاهیم/احکام ارزشی گرفتهاند. سوم اینکه گزارشهای تاریخی یادشده از سوی ایشان نه دقیق و کامل است نه در بافت آن زمان نگریسته شده و نه حتی با توجه به سراسر آثار و زندگی خود نصیرالدین طوسی ذکر شده است. نگاهی تاریخی ما را به این نتیجه رهنمون میشود که ارائهی این دیدگاه از سوی ایشان دو دلیل عمده دارد. نخست اینکه تا پیش از ۱۹۶۸ پژوهشهای محققانهی زیاد و دقیقی دربارهی نصیرالدین طوسی و تاریخ و زمانهی او انجام نشده بود. دوم اینکه هم طوسی شخصیتی پیچیده و جالب است هم زمانه و رویدادهای دوران زندگی او.
نوع مقاله:
پژوهشی اصیل |
موضوع مقاله:
فلسفۀ اخلاق (تحلیلی) دریافت: 1403/12/16 | پذیرش: 1403/12/27 | انتشار: 1404/1/10