رویکرد تحلیل حذف انشائی، نه حضور گویندگان، شنوندگان و افعال را بلکه حضور کلماتِ «من»، «تو» و افعال جملات انشائی را مسلم فرض میکند. در رویکرد اصول موضوعه محاورهای نیز میتوان به اصول محاوره رسمیت بخشید و نشان داد که قواعدی در دستور زبان وجود دارند که به چنین اصولی وابستهاند. اما از نظر جان سرل، هر دو رویکرد تحلیل حذف انشائی و اصول موضوعه محاورهای، برداشت اشتباهی را از جایگاه نظریه افعال گفتاری در روایتی کلی از زبان نشان میدهند. ایراد سرل به این دو رویکرد این است که هر دوی آنها در استفاده از منابع نظریههای فعلی افعال گفتاری ناکام میمانند. هر دو نظریه وقتی با دادههای گیجکننده مواجه میشوند، راهحلی را فرض میکنند که نیاز به عرضه مؤلفههای اضافی و غیرضروری دارد. در هریک، فهمی صحیح از نقش افعال گفتاری ما را قادر میسازد تا این دادهها را بدون ارائه این مؤلفههای اضافی و غیرضروری توجیه کنیم.
Ross J (1970). On Declarative Sentences. Readings in English Transformational Grammar, Jacobs RA , Rosenbaum PS (eds.). Massachusetts: Ginn and Company. [Link]
Searle J (2001). JL Austin. In Martinich AP, Sosa D (eds). A Companion to Analytic Phlosophy. Oxford: Blackwell Publishers Ltd. [Link]
Searle JR (1979). Expression and Meaning; Studies in the Theory of Speech Acts. Cambridge: Cambridge University Press. [Link] [DOI:10.1017/CBO9780511609213]
Searle JR (1969). Speech Acts, An Essay in the Philosophy of Language. Cambridge: Cambridge University Press. [Link] [DOI:10.1017/CBO9781139173438]
Soames S (2003). Philosophical Analysis in the Twentieth Century, vol. 2. Oxford: Princeton University Press. [Link] [DOI:10.1515/9781400825806]