گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
چکیده
مساله علیت یکی از کلیدیترین و پیچیدهترین مسایل فلسفه کانت است که مانند غالب بحثهای فلسفه کانتی، معطوف به دوران نقدی کانت است. بخشی از دشواریها و پیچیدگیهای نظری مساله علیت در فلسفه نقدی کانت که به عدم توافقهای جدی منجر شده، به این دلیل است که کانت بسیاری از مسایل پایهای این مبحث را در نوشتههای دوران پیشانقدی بحث کرده و در دوران نقدی، صرفاً به پیآیندهای نظری این مبحث پرداخته است. مقاله حاضر در صدد است تا با واکاوی مساله علیت در متون پیشانقدی کانت و نیز با تحلیل فضای فلسفی پیرامون کانت جوان که بهویژه با سیطره عقلگرایان لایبنیتسی-ولفی و طبیعتگرایان نشانهگذاری شده است، بخشی از این دشواریها و پیچیدگیهای نظری را ساده کند و در نهایت، نشان دهد که کانت در دوران پیشانقدی خود نظریهای جامع در خصوص هستیشناسی علیت تدوین کرده که فانوس راه فلسفه نقدی اوست.