پژوهشکده فلسفه اخلاق، پژوهشگاه ولیعصر (عج)، قم، ایران
چکیده
تبیین هستیشناختی در متافیزیک معاصر با تعارضی عمیق میان ادعای عینیت روابط ابتناء و ویژگیهای وابسته به ذهنِ تبیین روبروست. این پژوهش با هدف حل «مسئله وراثت» (اینکه چگونه ویژگیهای ابتناء از ویژگیهای تبیین به ارث برده میشوند) و بحران روششناختی حاصل از آن در قرائتهای واقعگرا، به واکاوی ماهیت پیوند میان ابتناء و تبیین میپردازد. بدین منظور، دو دیدگاه اصلی «اتحادانگاری» و «جداانگاری» در قالب پنج نسخه متمایز واقعگرا و ناواقعگرا مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. استدلال میشود که نسخههای سنتی واقعگرایی در تبیین سازگارِ رابطه میان واقعیت عینی و دسترسی معرفتی ناکام ماندهاند و در نهایت، رویکردِ جداانگاری ترکیبی به عنوان راهکار برگزیده معرفی میشود که با تمایز نهادن میان «تبیین فینفسه» (به عنوان آنچه ابتناء را بازنمایی میکند) و «تبیین موفق» (به مثابه عمل معرفتی)، چارچوبی منسجم برای حفظ عینیت متافیزیکی ابتناء بدونِ قربانی کردن خصلتِ تبیینی آن فراهم میآورد.