2
کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد تبریز، ایران
چکیده
تز «نظریهباری مشاهده» ادعا میکند که مشاهدهای بیطرف و خنثی ممکن نیست. بر اساس این تز، برخی از فیلسوفان استنتاج کردهاند که واقعیتها، یا به بیان دقیقتر، واقعیت مستقل از تاثیرات ذهنی، وجود ندارند و معرفت انسان درباره جهان برساختی اجتماعی است. هدف این مقاله ارزیابی این مسئله است که آیا تز نظریهباری مشاهده لزوماً مستلزم دیدگاه برساختگرایانه است یا برعکس، همچنان اجازه صحبت کردن درباره واقعیت را میدهد. برای این منظور، مفاهیم «نظریهباری مشاهده» و «برساختگرایی» روشن خواهند شد. سپس استدلال خواهد شد که با وجود پذیرفتنی بودن تز نظریهباری مشاهده، ما ملزم به اتخاذ برساختگرایی نیستیم؛ بلکه این تز میتواند چارچوبی جذاب برای تزهای واقعگرایانه باشد. در پایان، برخی پیامدهای این دیدگاه برای ارزیابی پیشنهادهای معرفتشناختی اشاره خواهد شد.