کثرتگرایی دربارۀ صدق مدّعی است که ویژگیهای تحقّقبخش صدق در حوزههای مختلف یکسان نیستند. این دیدگاه در مواجهه با گزارهها و استدلالهایی که عناصر حوزههای متفاوت را در کنار یکدیگر قرار میدهند، با دشواری مواجه میشود. در این مقاله، پس از تقریر دو صورتبندی اصلی کثرتگرایی، یعنی رویکرد کریسپین رایت و مایکل لینچ، مسئلۀ گفتمان مرکّب در سه سطحِ گزارههای اتمی مختلط، گزارههای مرکّب مختلط و استدلالهای مختلط تحلیل میشود. مدّعای اصلی مقاله آن است که این سه سطح از حیث دشواری فلسفی یکسان نیستند. کثرتگرایی معتدل، بهویژه در تقریر کارکردگرایانۀ لینچ، میتواند با توسّل به ویژگی مرتبۀ دوم یا عامّ صدق، تبیینهایی قابلدفاع برای گزارههای مرکّب و استدلالهای مختلط ارائه کند؛ امّا مسئلۀ گزارههای اتمی مختلط همچنان چالشی حلّنشده باقی میماند. نتیجۀ مقاله آن است که کارایی کثرتگرایی دربارۀ صدق وابسته به توان آن در ارائۀ تبیینی قانعکننده از گزارههای اتمی مختلط است.