«ضرورت ازلی» در منطق موجهات اسلامی، مفهومی کلیدی است که تبیین ماهیت و تمایز آن با «ضرورت مطلقه» همواره محل بحث منطقدانان سینوی بوده است. این پژوهش با روش تحلیلی-تاریخی، آرای اندیشمندانی همچون ابنسینا، فخر رازی، ابهری و دیگران را بررسی کرده تا نسبت میان این دو نوع ضرورت و معیارهای ازلیت را واکاوی کند. یافتهها نشان میدهد که اختلافات میان منطقدانان، بیش از آنکه ناشی از تعارضات مبنایی باشد، برخاسته از خوانشهای متفاوت از تعابیر ابنسینا، بهویژه در نسبت میان «دوام»، «ضرورت» و «ازلیت» است. این مطالعه دو رویکرد عمده را در سنت سینوی شناسایی میکند: نخست، رویکردی که ازلیت را قائم به ذات موضوع میداند و دوم، رویکردی که آن را به دوام رابطه میان موضوع و محمول ارجاع میدهد؛ تمایزی که هسته اصلی تحول مفهوم ضرورت ازلی در منطق اسلامی است.