پذیرش تاریخمندیِ فهم، مسئلۀ اعتبار را به نقطهای تعیینکننده میرساند. اگر اعتبار در گرو گسست از افق تاریخی فهم باشد، تاریخمندی بنیان خود را از دست میدهد؛ اما اگر هر دعوی به شرایط تاریخی پیدایشش فروکاسته شود، مجالی برای اعتبار خودِ دعوی تاریخمندی باقی نمیماند. مسئله، نسبت بیرونی تاریخمندی و اعتبار نیست، بلکه تنشی در منطق خودِ دعوی تاریخمندی است. تحلیل درونماندگار تنش نشان میدهد حفظ منزلت فلسفی تاریخمندی مستلزم امکان بازگشت انتقادی فهم به افق تاریخی خویش است. مقاله این امکان را «فراروی درونتاریخی» مینامد که مفهومی برآمده از منطق تاریخمندی است. بااینهمه، فراروی درونتاریخی تنها شرط امکان اعتبار است، نه تبیین کامل آن. ازاینرو، مقاله با صورتبندی «امرِ غیرقابلتقلیل» بهمثابۀ بُعد هنجاری فهم نشان میدهد اعتبار، هرچند درون تاریخ پدید میآید، به واقعیت تاریخی پیدایش خود فروکاسته نمیشود و تنها در افقی فهمپذیر است که تاریخمندی امکان پاسخگویی دعوی به دلیل، اعتراض و تصحیح را حفظ کند.