آزمایشهای فکری «انسان معلق» ابنسینا و «اتاق مری» جکسون از مهمترین صورتبندیهای فلسفی درباره آگاهیاند، اما غالباً بهصورت مستقل بررسی شدهاند. مسئله پژوهش آن است که آیا این دو آزمایش ناظر به یک مسئلهاند یا لایههای متفاوتی از خودآگاهی را آشکار میکنند. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بازسازی مفهومی، نسبت این دو را در چارچوب «معماری خودآگاهی» تبیین میکند. نتایج نشان میدهد «انسان معلق» ناظر به خودآگاهی حضوری و شرط امکان تحقق سوژه آگاه است، در حالی که «اتاق مری» آگاهی پدیداری و ارزش معرفتی تجربه اولشخص را آشکار میسازد. مقاله با مدلی سهلایه شامل خودآگاهی حضوری، آگاهی پدیداری و خودشناسی بازتابی، استدلال میکند این دو آزمایش نه رقیب، بلکه مکمل یکدیگرند و هر یک مرتبهای از معماری خودآگاهی را روشن میکنند. این چارچوب، زمینه گفتوگوی نظاممند میان فلسفه اسلامی و فلسفه ذهن معاصر را فراهم میسازد.