از مناقشات مهم در کانتپژوهی معاصر، تفسیر مفهومگرایانه/مفهومناگرایانه از فلسفه کانت است. مفهومگرایان معتقدند که خودادراکی در پدیدارشدن تمامی شهودات حسی نقش دارد، در حالی که بنا بر مفهومناگرایی، حداقل بعضی شهودات حسی مستقل از هرگونه تاثیرگذاری خودادراکی در آگاهی سوژه حاضر میشوند. تمرکز این نزاع عمدتاً بر نقش صورتهای شهود در استنتاج استعلایی است. این در حالی است که کانت در بخش حسیات استعلایی نیاز به استدلالی دارد که در آن نشان دهد مکان صورت شهود است و این استدلال نیز باید در این منازعه مورد توجه باشد. از این رو در این مقاله، با تغییر تاکید محل منازعه، نشان داده میشود که در شرح استعلایی مکان، مکان به عنوان صورت شهود، شرط قضایای تالیفی پیشینی هندسی است. سپس با نظر به نقش شهود مکان در قضایای تالیفی پیشینی، ثابت میشود تمایزی که مفهومناگرایان میان مکان شهودی و مفهومی برقرار میکنند، با استدلال کانت در شرح استعلایی، ناسازگار است.