گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
چکیده
مفهوم «فرونسیس» در اخلاق نیکوماخوسی ارسطو، به مثابه عقل عملی، نقش پیونددهنده میان فضایل اخلاقی و عقلانی را ایفا میکند و خردی است ناظر بر داوری در موقعیتهای جزیی و زیست انسانی. در مقابل، کانت در نقد عقل عملی با اصل خودآیینی اراده، عقل را سرچشمه قانون اخلاقی و بنیان خودبسندگی سوژه میداند. این مقاله با رویکردی تطبیقی، رابطه مفهومی میان فرونسیس ارسطویی و خودآیینی کانتی را تحلیل میکند و در پرتو خوانش هرمنوتیکی گادامر، به عنوان نظریهای مکمل، امکان تفسیر تاریخی و موقعیتی عقل عملی را میسنجد. یافتههای پژوهش نشان میدهند که عقل عملی در این سه افق، از خرد زیسته به قانون پیشینی و در نهایت به فهم تاریخی کنش اخلاقی گذر میکند و بدینسان پیوندی پویا میان ارسطو، کانت و گادامر پدید میآورد.