1
گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران
2
گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
چکیده
در این پژوهش، نسبت عقلانیت فلسفی و باور دینی در نخستین مراحل شکلگیری فلسفهورزی اسلامی با تمرکز بر آرای کندی و فارابی بازکاوی میشود. تحلیل حاضر نشان میدهد که مرزبندی میان عقل فلسفی و دین در آغاز نه تثبیتشده بود و نه از انسجام مفهومی برخوردار بود، بلکه در بستر رویارویی با میراث یونانی بهتدریج تکوین یافت. کندی در این مواجهه، با اتخاذ رویکردی انعطافپذیر و محتاطانه، کوشید امکان همسازی عقل و وحی را حفظ کند؛ رویکردی که به گشودن مسیر اولیهای برای جمع میان این دو انجامید، هرچند بیشتر به مدیریت موقتی تنشها و پراکندگیهای محتوایی محدود ماند. در مقابل، فارابی را میتوان نظمدهنده و معمار نظری این تعامل دانست؛ او با ساماندهی ساختار علوم و بازنمایی نمادین آموزههای دینی، نقش دین را در فلسفه عملی تثبیت کرد. برآیند پژوهش نشان میدهد تعامل عقل و دین در آغاز فلسفه اسلامی فرآیندی گذرا و در حال شکلگیری بود.