این پژوهش با روش تحلیلی-تطبیقی و تاریخی-متنی، جایگاه علامه ملا عبدالله بهابادی (متوفی 952ش)را به عنوان یکی از معماران سنت آموزش منطق در جهان اسلام بررسی میکند. با وجود فاصلۀ چهارصدساله که تأثیر مستقیم را ناممکن میسازد، تمرکز بر انتقال غیرمستقیم این سنت و «زبان مشترک منطق» است. یافتهها نشان میدهد علامه طباطبایی، ساختار برهانی حاشیۀ تهذیب المنطق ملا عبدالله بهابادی را درونی کرده و در آثارش مانند «بدایه و نهایه» و «المیزان» به کار بسته است. نوآوریهای او در تداوم یک سنت منطقی- فکری بود که علامه بهابادی از معماران کلیدی آن است. این مطالعه تأکید میکند که سبک استدلالی قاعده بنیاد، بَدنمند و عقلگرای علامه طباطبایی نتیجۀ تداوم سنتیِ انتقال منطق از طریق زنجیرۀ آموزشیِ حوزوی و تأثیر حاشیه علامه بهابادی بر نظام فکری ایشان است.