مساله جایگاه وجودشناختى قواى نفس در اندیشه ابنسینا، به دلیل پراکندگى مباحث و تفاوت رویکردها در آثار مختلف وى، با ابهامهایى همراه است. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردى تحلیلى و نظاممند، فروض گوناگون درباره نحوه کثرت قوا، نسبت آنها با نفس، جایگاه وجودى قوا از حیث جوهریت و عرضیت، و نیز مساله تجرد یا مادیت آنها را طرح کرده و براساس مبانى فلسفى ابنسینا به بررسى و بازسازى آنها مىپردازد. نتیجه پژوهش نشان میدهد که قواى نفس، هرچند به لحاظ ذات، مجرداند، اما به اعتبار فعل، به دو دسته قواى نفسانى و قواى جسمانى تقسیم مىشوند. این تبیین، ضمن پایبندى به اصول فلسفى ابنسینا، امکان جمع و رفع برخى تعارضات ظاهرى موجود در متون وى را فراهم مىسازد.