اسپینوزا و گذر از واحد افلاطونی و نوافلاطونی

نویسنده
چکیده
یک نظام بزرگ فلسفی که به روش هندسی، دقیق و منطقی سازمان بندی شده است، اما تفاسیر متعددی از آن ارایه شده است، فلسفه اسپی­نوزاست. پانتئیسم، سرمست خدا، الحاد، ایدهآلیسم، تجربهگرایی، نومینالیسم، واقعگرایی، رواقی گرایی و.... در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای ضمن تأکید بر تأثیر دکارت بر فلسفه اسپی­نوزا، بر آنیم تا اثبات کنیم که اسپی­نوزا بیش از هر چیزی در گذر از واحد افلاطونی و به خصوص نو افلاطونی قرار دارد تا برسد بر زندگی به روایت شوپنهاور و نیچه. به عبارت دیگر، هر چند که اسپی­نوزا یک فیلسوف دکارتی است، اما در بطن فلسفه اسپی­نوزا، به نوعی نقد و کنار گذاشتن واحد به تعبیر افلاطون و نوافلاطونیان نهفته است و در معادله خدا یا طبیعت، در حقیقت برخلاف آنچه که نویسندگان فارسی زبان بر آن تأکید می­کنند، بیش از هر چیز، هدف اصلی اسپی­نوزا تأکید بر طبیعت و معناداری زندگی است

کلیدواژه‌ها

موضوعات


دوره 6، شماره 1 - شماره پیاپی 21
زمستان 1405
زمستان 1404
صفحه 1001-1012

  • تاریخ دریافت 02 اردیبهشت 1405
  • تاریخ انتشار 02 اردیبهشت 1405