این مقاله با رویکردی فلسفی ـ انتقادی به بازاندیشی در مفهوم تعلیم و تربیت و ایدهی مدرسه در جهان معاصر میپردازد. نویسنده با بررسی تحول تاریخی آموزش از «پایدیا» در یونان باستان تا مدرسهی مدرن، نشان میدهد که غایت آموزش از پرورش فضیلت و شهروندی به کارکردهای اقتصادی و تولید نیروی انسانی تغییر یافته است. مدرسهی مدرن تحت تأثیر عقلانیت ابزاری و منطق نولیبرالی، بیش از آنکه فضایی برای پرورش انسانهای آزاد و خلاق باشد، به نهادی برای انضباط و استانداردسازی تبدیل شده است. در برابر این وضعیت، مقاله سه ایدهی بنیادین را پیشنهاد میکند: احیای ایدهی معلم ـ فیلسوف، خروج آموزش از انحصار نهاد مدرسه و تقویت تفکر انتقادی در مدیران، معلمان و سیاستگذاران آموزشی. نتیجه آنکه آموزش آینده باید به پرورش انسانهای مسئول، آزاد، خلاق و مشارکتجو بینجامد.