در این مقاله به این پرسش میپردازیم که «آیا منطق کلاسیک یک نظریۀ علمی است؟» و در این صورت، «آیا منطق مانند مابقی نظریههای علمی تجدیدنظرپذیر است یا در میان آنها یک استثنا است؟». پرسش دیگر مد نظر ما آن است که «آیا اختلاف دو منطق رقیب را میتوان به اختلاف بر سر معنای ثابتهای منطقی آنها کاهش داد؟». دیدگاهی که از آن در این مقاله دفاع میکنیم آن است که نسبت بین منطق درونی و منطق نمادی مانند نسبت بین درک شهودی ما از فضا و زمان و نظریههای علمی جدید فیزیکی است. هرچند نظریههای فیزیکی تجدیدنظرپذیر هستند، اما در نهایت این نظریهها میبایست بر اساس درک شهودی ما از فضا و زمان بررسی شوند. البته در برخی سطوح غیرقابلدسترس برای حواس پنجگانۀ آدمی، امکان مغایرت این دو سطح وجود دارد. بهعلاوه، نشان میدهیم که نقیض کلاسیک در منطق شهودگرایی تعریفپذیر نیست و بنابراین تفاوت دو منطق، بنیادی است.